العلامة الحلي ( شارح ومترجم : على محمدى )
322
شرح كشف المراد ( فارسى )
و اذيتهاى آنها را جبران مىكند . دليل قول ثالث : حديث داريم كه : جرح العجماء جبار يعنى زخم و جراحتى كه حيوانات بىزبان به ديگرى وارد مىكنند هدر بوده و عوضى در كار نيست . دليل قول رابع : صرف تمكين سبب نمىشود كه عوض از فاعل به ممكّن منتقل شود و الّا لازمهاش آنست كه اگر كسى به شما شمشيرى داد و شما با اختيار رفتيد ديگرى را كشتيد عوض بر صاحب السيف باشد و حال آنكه احدى از فقهاء و عقلاء چنين حكمى نمىكنند آرى اگر شما ملجأ و مضطر شويد در اينجا فعل به مسبّب مستند مىشود نه به شما كه سبب هستيد و لذا ذمّ او صحيح است نه سبب ، و ثانيا اگر عوض بر خداوند بود چرا در مواردى درنده را از خوردن و دريدن انسان منع مىكند ؟ ! به نظر ما قول اول حق است و ساير اقوال باطل و ادلّه آنها هم جواب دارد و آن اينكه : جواب دليل قول ثانى : اوّلا حديث دلالت ندارد بر اينكه خداوند عوض حيوان شاخدار را به حيوانات بىشاخ منتقل مىكند بلكه با عوض دادن خداوند هم سازگار است شبيه اينكه عبدى مالى را تلف كرده و مولاى آن عبد خسارت را مىدهد و مىگوئيم : آن مظلوم از عبد مولى داد خود را گرفت با اينكه مولى عوض را داده و ثانيا شايد اين حديث كنايه است يعنى حيوان شاخدار كنايه از ظالم است كه خداوند امكانات ظلم را به او داده و حيوان بىشاخ مظلوم است كه در قيامت داد او از ظالم گرفته مىشود . و جواب دليل قول ثالث : منظور حديث آنست كه قصاص در كار نيست يعنى مثلا پلنگ را بياورند و به انسان بگويند قصاص كن چنين چيزى نيست نه اينكه عوض نباشد .